تبليغاتX
این جا چراغ قرمز ندارد - واسه شادی

این جا چراغ قرمز ندارد

عضو کانون وبلاگ نویسان جوان موسسه جوانه های مهر ایران)
واسه شادی

                                     تو بودی و من و یه دنیا کودکی...

گرگهاي گوسفندنما چقدر زيادند! 

نامه ها و دستخطت رو هنوز تو کشوی خاطراتم نگه داشتم!یادته نامه هامونو؟می دونم که خوب یادته!شادی دلم برات تنگ شده.تو رفتی و من چقدر دیر فهمیدم!هیچ کس بهم نگفت!نگفت که دیگه نیستی...نگفت که رفتی.چرا باید انقدر دیر می فهمیدم!تویی که زمانی بهترین دوستم بودی.تو این مدت بارها یادت افتادم بدون اینکه بدونم که دیگه نیستی.چقدر دلم گرفته شادی.کاش می دونستم.کاش می تونستم تو مراسم تو و مادر و خواهرت شرکت کنم!منی که با تک تکتون خاطره دارم حالا باید با اشک چشم یادتون کنم.شادی من!!منو ببخش که نمی دونستم...هر چند که دیر یا زود فهمیدن من دیگه فایده ای نداره!دوستت دارم!مثل قدیما...به خاطر تو ...به خاطر خاطره هامون...به خاطر کودکیمون...و به خاطر شادی روح تو شادی عزیزم!!!

 

پی نوشت:برای شادی روح شادی و مادر و خواهر کوچکش یک فاتحه بخونید...و برای پدرش از خدا طلب صبر کنید...پیشاپیش ممنونم!

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت9:54 بعد از ظهرتوسط احسان |