تبليغاتX
این جا چراغ قرمز ندارد - درد دل

این جا چراغ قرمز ندارد

عضو کانون وبلاگ نویسان جوان موسسه جوانه های مهر ایران)
درد دل

دختر و پسر

دانشجو گر عاشق شود,بی پرده مشروط می شود چیزی شبیه آب هویج با کوفته مخلوط می شود. در خواب ناز بودم شبی . . . دیدیم کسی در می زند . . . در را گشودم روی او . . . دیدم غم است در میزند . . . ای دوستان بی وفا . . . از غم بیاموزید وفا . . . غم با آن همه بیگانگی . . . هر شب به من سر می زند

لحظه [شاعرانه , ]


لحظه ی دیدار نزدیك است باز من دیوانه ام ، مستم باز می لرزد دلم ، دستم باز گویی در جهان دیگری هستم های ، نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ های ، نپریشی صفای زلفكم را دست و آبرویم را نریزی ، دل -ای نخورده مست – لحظه ی دیدار نزدیك است

[سخن , ]


 باز کن پنجره ها را، که نسیم،

روز میلاد اقاقی ها را،

جشن میگیرد، و بهار،

روی هر شاخه کنار هر برگ،

شمع روشن کرده است،

همه چلچله ها برگشتند،

طراوت را فریاد زدند،

کوچه یک پارچه آواز شدست،

و درخت گیلاس

هدیه جشن اقاقی ها را

گل بدامن کرده است

آری احساس من این را می گفت پس تو نیز با من همراه شدی پنجره را باز کن

کلاس درس [دوستانه , ]


در کلاس روزگار درس های گونه گونه هست درس دست یافتن به آب و نان! درس زیستن کنار این و آن! درس مهر، درس قهر، درس آشنا شدن. درس با سرشک غم ز هم جدا شدن! در کنار این معلمان و درس ها، در کنار نمره های صفر و نمره های بیست! یک معلم بزرگ نیز، در تمام لحظه ها، تمام عمر! در کلاس هست و در کلاس نیست ! نام اوست : مرگ !  و من عاشق آن و آنچه را که درس میدهد: ×زندگی×است!

 

دادگاه [عاشقانه , ]


تو را به دادگاه خواهند کشید .شاید به حبس ابد محکوم شوی جزییات جنایتت معلوم نیست اما اثر انگشتت را روی قلبی شکسته یافته اند

 

[سخن , ]


دلم خیلی گرفته از این دنیای بی وفا
كه در آن هیچ كس من را یاد نمی ‌كند

من كه به
همه وفادار بودم . پس چرا با من بی
وفایی می كنند .همه ! همه همه همه همه

 

 

عشق چيست؟

پرسيدند : هنگام غروب , خورشيد چرا زرد رنگ است ؟
گفت : از بيم جدايي .
خورشيد , با همه ء درخشندگي در پايان هر روز, ناپديد مي شود و جاي خويش را به تاريکي مي دهد ولي آفتاب عشق , جاودانه در آسمان دل مي درخشد و جان مي بخشد و اين روزي است که شبي بدنبال ندارد .
پرسيدم : عشق چيست ؟ گفت : آتشي است .
گفتم : مگر آن را ديده اي ؟ گفت : نه در آن سوخته ام .
عشق را با تمام وجود فرياد بزن تا به جهانيان ثابت کني : " تمام مسيرها به سمت مشترک مورد نظر اشغال نمي باشد . "
به كوه گفتم عشق چيست؟! لرزيد
به ابر گفتم عشق چيست؟! باريد
به باد گفتم عشق چيست؟! وزيد
به پروانه گفتم عشق چيست؟! ناليد
به گل گفتم عشق چيست؟! پرپر شد
به انسان گفتم عشق چيست؟! اشك از ديدگانش جاري شد و گفت:ديوانگيست!!!

 

قضاوت باشما..............؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عزیزم تقدیم به تو:

برای تو مي نويسم اي عشق زيبا در زندگي ٬
به تو كه شور نفسهايت آرامش دل من است ٬
به تو كه لبخندت گرمي دل من است ٬
اي عشقم در قلبم را به سوي تو باز مي كنم تا هرنفست ضربان قلبم باشد ٬
زندگي را به شرط وجود تو انتخاب كردم تا عشق و مهربانيت مال من باشد ٬
پس به سويم بيا تا عشق را با وجود تو تجربه كنم ٬
بيا تا با هم تا بي انتهاي آسمان پرواز كنيم ٬

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت8:32 بعد از ظهرتوسط احسان |