دلم گرفته بود و از خیانت سران عرب میسوخت و سوزش این آتش را میخواستم با لهیب فریاد آشکار سازم. بلندترین افشاگر این فریاد را قلم یافت. قلم در دستم آرام نداشت او نیز با پا که نه، بلکه با سر و از جوهر درون خود بر کاغذ تاریخ میدوید و میگریست و چه گریهی تلخ و تاریک و سیاهی، گریه از ظلمت خیانت و سکوت.
اما میخواستم بگویم، کجایی آقا؟ ای امام زمان كه درود و سلام خدا بر تو و اجداد تو باد. آیا غزه را نمیبینی؟ کودکان در آغوش مادران به سوی پرنیان بهشت پر کشیده! پیران در محراب سجده خونین کرده، مبارزی که با مسلسل خویش قنوت گرفته و پزشکی که برای مجروحان داروی مقاومت و استقامت تجویز و تزریق میکند!
اما فکری غریب راهزن نجوا و شکوای حق شد. چه میگویی؟ در این شبها امام زمان در کربلاست و هر شب به زیارت قبر جد بزرگوارش میرود و میگرید و یا در بیابانها در انتظار است! او را با مردم غزه چه کار! آنها از پیروان و منتظران او نیستند.
پرسشی بود عجب، با روح من، با فطرت من ناسازگار!
يک حرکت زيبا

چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا
چپ دستها باهوش ترند

روانشناسان در مورد مفاهیم مبهمی مانند خلاقیت و هوش اختلاف نظر دارند و هر نظری در مورد همبستگی میان این صفات و چپدستی به درک بهتر خود این مفاهیم وابسته خواهد بود.
بنابراین در مورد هر اظهار نظری در مورد باهوشبودن چپدستها كه 10 درصد جمعیت جهان را تشكيل مي دهند با ترديد مواجه ميشود. اما چند تحقیق جدی رابطههاي جالبی را میان دست غالب و مهارتهای شناختی نشان دادهاست.
به نظر میرسد که راستدستها ممکن است در تحصیلات دانشگاهی اندکی موفقتر از چپدستها باشند.همچنین پژوهشها نشان میدهند که چپدستها به میزان بیشتری دچار ناتوانیهای خواندن یا دیسلکسیا هستند.
در مقابل چپدستها در وظایفی که نیازمند تجسم ذهنی اشیاست مسلطترند و شاید به همین دلیل باشد که شطرنجبازان چپدست نسبت بالاتری دارند.
مدعاهای کلیتر به خصوص "راستمغزی" در مقابل "چپمغزی" بیشتر شبه علماند تا مفاهیمی علمی.


