
آرزو می کنید کاش به چه چیزهایی بیشتر توجه می کردید ؟ چه چیزهایی رو خوب می دید یا گوش می کردید؟
وقتی این فکر به ذهنم رسید واقعا وحشت کردم. من چقدر ساده از کنار چیزهای اطرافم می گذشتم و اونها رو عادی می دیدم. مثلا دیدن درختا و رد شدن از کنارشون خیلی عادی بود . اصلا به جزئیاتش توجه نکرده بودم. مثلا اینکه درخت کوچه چقدر بزرگ شده یا چه تغییراتی کرده. یا مثلا صدای صبحگاهی گنجیشگا چقدر برام عادت شده انگار که همیشه باید این صدا باشه. هیچ فکر کردید اگر یه روز صبح صدای گنجیشکا رو نشوید چی می شه؟
شاید بازم بگید ای بابا ، اینم دلش خوشه نشسته چه فکرایی کرده. اما برای یه لحظه فکر کنید که چقدر صدای شاد و بازی گنجیشکا در خودش شور و حرارت زندگی داره و ما راحت از کنارش می گذریم.

چشمامون رو باز می کنیم می گیم ای وای یه صبح وحشتناک دیگه یه روز کسل کننده دیگه. اما فکرش رو بکنید یه روز نور خورشید رو نبینید و صدای گنجیشکا رو نشوید. دیگه رنگهای زیبای طبیعت رو نبینید همه چیز سیاه باشه و بی صدا . شب نور عاشقانه مهتاب رو نبینید و نتونید ستاره های آسمون رو بشمورید. نتونید تو آسمون شب به یاد عزیزتون به آسمون نگاه کنید و آرزو کنید که اونم به آسمون نگاه کنه شاید یه جا نگاهتون گره بخوره . یه دنیای تاریک و ساکت . اونوقت آرزو نمی کنید ای کاش دوباره می دید ودوباره می شنیدید.
گرچه ما اونقدر ناشکریم که اگر یک روز این طور بشه و دوباره اوضاع درست بشه صبحا برامون وحشتناکه و خسته کننده. کاش یکم بیشتر به این نکات توجه می کردیم. واقعا فکر می کنید چرا افسردگی مد روز شده و شکست در عشق یک امر عادی . چرا همه به زمین و زمان فحش می دن و احساس ناامیدی می کنن. نه مطمئن باشید مشکلات برای منم هست. اما خوب شاید بشه یه جور دیگه نگاه کرد. شما هم بیایید یک لحظه فکر کنید اگر این اتفاق بیافته واقعا آرزو می کنید به چه چیزهایی توجه بیشتری می کردید خوب تا سالم و سلامت هستید به اونها توجه کنید و ازشون لذت ببرید. البته اعتراف می کنم غاط زدن و ناامید شدن گاه گداری کیف داره. یه جورایی از این که هستی خل تر بشی اما همیشه در جا زدن خوب نیست. هیچ به افراد نابینا توجه کردید. با اینکه دنیای تاریکی دارن اما دلشون چقدر روشنه اونها از حداقل امکاناتشون یعنی احساسشون استفاده می کنن. لااقل اگر چیزی رو کم دارن چیز دیگه رو تقویت می کنن. یا افراد ناشنوا. اما ما همین هایی رو هم که داریم عادی از کنارش می گذریم . اگر فقط چند دقیقه وقت بزارید و کمی فکر کنید متوجه می شید که نه تنها باید به خاطر سلامتی از خدا تشکر کنید بلکه باید از تک تک ذرات بدنتون هم تشکر کنید.
هیچ فکر کردید اگر اونها یکدفه دست به اعتصاب عمومی بزنن و هرکدوم راه خودشون رو برن چه اتفاقی می افته.

هیچ وقت به این وحدت و هماهنگی وجود فکر کردید. با اینکه کارهای مختلف می کنن با اینکه اشکال مختلف دارن ولی بهم فخر فروشی نمی کنن. مثلا دست راست به دست چپ نمی گه من از تو دست ترم.
( مثل بعضیها که می گن من از تو آدم ترم) واقعا به جای اینکه به زمین و زمان فحش بدیم اگر هرکس کار خودش رو می کرد و سعی می کرد بهترین باشه اونوقت چه اتفاق قشنگی می افتاد.
پس بیایید از فردا یه صبح جدید رو تجربه کنیم با یه احساس جدید و یه دید جدیدداشته باشیم.


